باربد مشغول امتحانات میان ترمش هست و بیشتر روزها دو تا امتحان داره واحدهای ترمش تعدادش بالاست
فاصله دانشگاه تا خونه هم خیلی زیاده حدود سه ساعت رفت ، سه ساعت برگشت .. که تو مسیر معمولا تو اتوبوس امتحان روز بعدش مرور میکنه
روزهای زوج هم باید هم به سرعت خودش به خونه برسونه راه به راه سر کلاس آنلاین زبان آلمانی تا آخر شب بشینه
این وسط هم تمام مسئولیت های زندگی از خرید کردن و پخت و پز و نظافت و... با خودشه
( چون غذاهایی که من براش تدارک دیدم به قول خودش دو سه تا بسته بیشتر ازش نمونده تو این مدت بینش هم یه وعده هایی برای خودش آشپزی میکرد)
کارهای بانکی و پرداخت قبوض ریزه کاریهایی اینجوری هم داره .
گاهی با تماس تصویری نشون میده میبینم همه چیز منظم و مرتبه . میدونم که تمام آشپزیهاش حتما کلی ظرف کثیف میشه و خوشبختانه همون موقع میشوره و روی هم تلنبار نمیکنه
همیشه گفتم که این بخشی که باربد تو این سن داره در یک کشور غریب تنهایی تجربه میکنه و به خوبی هم خدا را شکر از آن برمیاد از تحصیلش در دانشگاه برای من خیلی ارزشمندتره و خیال من را از بابت سلامت و استقلالش راحت میکنه
قبلا هم در سن شانزده سالگی حدود سه ماه ونیم از پس خودش به تنهایی کامل برآمد
خلاصه به خاطر اینکه حسابی مشغول و سر شلوغ هست معمولاً موقع آشپزی کردنش با ما ،تصویری تماس میگیره که هم جایی لازم بود بتونم راهنمایش کنم ،هم از این فرصتش استفاده بهینه کنه
خیال من و پدرش راحت کرده که از نظر تغذیه به خودش رسیدگی میکنه
دو شب پیش با وجود خستگیش ، کیک اسفنجی ، کرم خامه شانتی شکلاتی ، شیر و بستنی گرفته بود گفت میخوام برای خودم دسر درست کنم
چطوری پودر خامه را با شیر تبدیل به خامه همزده کنم
خلاصه براش توضیح دادم
خامه اش درست کرد ... لای کیک بستنی وانیلی گذاشت بعد روی کیک خامه کاکائویی مالوند
گفتم مامان خودت خسته ایی میتونستی از فروشگاه بیم یه کیک آماده میگرفتی .. پسرم
گفت درسته میتونستم این کار کنم ولی حس کردم خود این کار برام جذاب و سرگرم کننده است
مثل خودت که یهو با چیزهای که داری یه دسر خوشمزه میسازی ، به نظرم نتیجه اش جذابه
نتیجه کارش یه برش کیک بسیار هوس انگیز شده بود
باهاش شوخی کردم گفتم خیلی بدجنسی ، الان اینجا ایران یازده شبه من کیک بستنی اینجوری از کجا گیر بیارم ؟
اون هم خندید و گفت وقتی برگشتی برات فوری درست میکنم
من و پدرش هم بهش گفتیم که کار خوبی میکنی که کارهایی که بهت احساس لذت و حس خوب میده انجام میدی و از چیزهایی که دوست داری و هوس میکنی حتما برای خودت تدارک ببین و از خودت دریغشون نکن
دیشب هم دیروقت تماس گرفت گفت از صبح دانشگاه بوده سر راه خرید کرده بدو بدو آمده سر کلاس آنلاین زبان آلمانیش نشسته .. الان تازه تموم شده میخواد شام آماده کنه .
اون ساعت میخواست پیتزا آماده کنه از من زمان فر را یه سری سوالات جزیی را پرسید
خلاصه پیتزاش آماده کرد مثل خودم که کنارش سیب زمینی و فیله سوخاری نیمه آماده میگذارم که متنوع باشه اون هم اینها را گذاشته بود
چون خستگی را تو چشماش دیدم دلم بی تاب شد در حالی داشت برای سینی شامش نوشیدنی میریخت گفتم قشنگم امشب معلومه خیلی خسته بودی نمیشد یه شام راحت تر تدارک ببینی .
دوباره بهم یاداوری کرد که این کار براش لذت بخشه و بعدش که غذای مورد علاقه اش آماده شده تو این خستگی بیشتر بهش میچسبه
غذاش آماده شد ، نتیجه اش عالی شده بود
بهش گفتم فایده نداره من اینها را میبینم اگر برگشتم آنتالیا استراحت می کنم ، فقط سفارش میدم تو باید اینها را برام درست کنی .. بهانه هم قبول نیست
خندید و گفت : حتمااااا
همه این مقدمات را گفتم که اشاره کنم به نکته مهم تاب آوری که یه مفهوم در روانشناسی هست به این معنی که ما چه کارهایی میتونیم انجام بدیم که در شرایط های سخت یا بحرانی ظرفیت روانیمون را افزایش بدیم
همین کارهای کوچیکی که باربد داره انجام میده و من از دور فکر میکنم خسته تر میشه ، اما ظاهراً برای اون تنوع ایجاد میکنه و یک جورهایی در شرایط سخت فعلیش موجب تاب اوری بیشترش میشه
سوال ،چگونه میتونیم تاب اوری خودمون بالا ببریم ؟
اول شناخت کافی از خودمون ، ظرفیت هامون و علایقمون داشته باشیم و حتما در شرایط دشوار کارهای را جهت خود مراقبتی از خودمون انجام بدیم . دنبال اتفاقات مهم نباشید کارهای کوچیک و لذت بخش هم موثرند
یاد بگیرید وقتی غمگین و ناراحت هستید به هر قیمتی نخواین نشون بدین حالتون خوبه چون تمام احساسات شما ارزشمنده
روابط اجتماعی خودتون را قوت ببیخشید هر چقدر هم سرتون شلوغ باشه یه تایم برای معاشرت با آدمهای مورد علاقه تون در نظر بگیرید
اگر افراد مورد نظرتون از شما دور هستند حداقل باهاشون تماس تصویری یا صوتی در روزانه برقرار کنید
نوشتن احساساتتون ، برنامه هاتون و گفتگو با درمانگر بالینی که میتونی ادم امنی برای برای شما باشه در افزایش تاب اوریتون بسیار اثر گذاره یک جور حمام روانی و پاکسازی خوبی برای شما خواهد بود
هرگز انرژی خودتون را با بحث و جدل بیهوده با ادمهای کوته فکر هدر ندین و نخواین اونها را قانع کنید . به حال خودشون رهاشون کنید ، این بحث کردنه به شدت انرژی روانی و تاب اوری شما را کاهش میده
تا جایی که میتونی به خودتون سخت نگیریو ، در لحظه زندگی کنبد چون اضطراب از اتفاقات پیش نیومده آینده هم عملکرد مفیدتون را پایین میاره هم ظرفیت روانیتون را به کاهش میده و شما را بی انگیزه میکنه
دبی فورد چندتا جمله جادویی داره که بنظرم این یکی از بهتریناشه:
هر آنچه دوست دارید شخص دیگری برایتان انجام دهد را، خودتان برای خود انجام دهید.
به نظر من هم واقعا هرکس مسئول شادی خودشه اگر برای رهایی و شاد شدنتون منتظر بقیه باشین مطمئن باشید نا امید میشید
بلوغ هر آدمی آنجا اتفاق میفته که از کسی توقعی نداشته باشه و فقط خودش را نجات دهنده خودش بدونه
اگر در حال حاضر تو شرایط سخت و تنگنا هستید به خودتون یاداوری کنید، وضعیت فعلیم اخرین بخش زندگیم نیست و تمام میشه ، به عقب برگردین میبیندی روزهای خیلی سخت تری بوده که ازشون تونستید عبور کنید
به قول مولانا:
زرد گشتی از خزان غمگین مشو
در خزان بین، تاب تابستان نو

