این بخش از نوشته هام چون مخاطبهای خاص داره ممکنه برای شما خواننده های عمومی یه مقدار گنگ باشه و من هدفم از نوشتنش اینه که به دست همون مخاطب ها این حرف هام و نقدهام برسه
من خودم میگم اگر یکی روزی از دنیا رفتم دوست و آشنا از هر آنی ، که خواستند به زندگی عادی و شادی های روزمره شون مشغول بشند و هیچ توقعی از این بابت نیست که کسی بخواد خودش را مقید کنه به تغییر سبک روال زندگیش و همانگونه که تو فضای مجازی روزهای قبل مردن من رفتار میکرده ادامه بده
پس بنابراین به شخصه مشکلی با این داستان ندارم و نخواهم داشت اهمیت دادن به این مسایل برای من موضوع سخیفی به حساب میاد ....
پس اگر خودم هم به فرض ملزم به رعایت این شرایط دیگران نباشم حرفی داخلش نیست .
چون تکلیفم با خودم و توقعاتم واضح و مشخصه
مدتهاست اینستام دی اکتیو هست خودم دسترسی ندارم ، تو شرایطی که این روزها ، خانواده در سوگ هستند و هنوز مراسم چهلم برگزار نشده توسط دو نفر برام استوری هایی از شادی کردن و قر دادن افرادی فرستاده شد
اول به آن اشخاص گفتم که چه اشکال داره جوان هستند امیدوارم حال دلشون همیشه شاد شاد باشه
و با قاطعیت هم خواهش کردم که ابداً برای من اینگونه اطلاعات و اخبار را منتقل نکنند چون به من هیچ ارتباطی نداره و دلم نمیخواد که ببینم
و گفتم من به هیچ عنوان مدعی العموم و سخنگوی صاحبان عزا نیستم چون تجارب قبلیم اینطور بوده که ،هر زمان بابت حق گویی و حمایت به حق ورود کردم بعدها مورد قدرنشناسی بی رحمانه افرادی که براشون طلب حق کردم قرار گرفتم و جز پشیمانی و ضرر برام سودی نداشته .. لذا اگر کسی ناراحته یا معترضه خودش باید بگه ، من کاره ای نیستم و تمایل به تکرار تجربه آسیب گذشته ندارم
به آنها اصل حرفم همین بود که گفتم اما یه توضیح بابت خودم میمونه که ربطی به جانبداری سوگواران نداره و توضیح را ترجیح دادم اینجا بنویسم تا بخوام به آن ارسال کنندگانی که برام کلیپ فرستادند بگم چون توضیحات من باز به آنها ارتباطی نداره
چیزی که به شدت تمام سالها ،من را تو این جماعت مورد عذاب و درد قرار میداد ناعدالتی سنگین و واضح و خودخواهی هاشون بوده
که زیر بارش نرفتم ،و بابتش از چشمم حسابی افتادند و از دلم رفتند و دیگه نه تو شادی و نه غم ، اصلا هیچ جا دیگه نمیخوامشون
من میگم وقتی خودتون اینقدر توقع و انتظار رعایت احترام متوفی و خانواده متوفی را حداقل تا چهلم برای خودتون دارید و نشان دادید در موقع سوگتون قبلا کسانی که حتی ذره ایی، رعایت نکرده اند واکنش شدید به آنها ابراز کردید
واقعا چرا به کاری که میخواین بقیه در موردتون رعایت کنند اما خودتون ملزم به رعایتش نمیدونید ؟
چرا فکر میکنید شما حق دارید ؟ اما بقیه افراد حق ندارند ؟
اینها خبر از وجود آسیب طرحواره بزرگ منشی شما میده
چرا وقتی کسی فرزند یا فرزندانش ، ایرادهای فاحش دارند به خودش اجازه میده ذره بین برداره و ایرادات بچه های دیگران را نکوهش و عیب جویی کنه ؟
خب وقت تحلیگریت را بگذار روی سازندگی فرزندانت ... اگر سن فرزندت هم ، از تربیت و حرف شنوی گذشته خب حداقل سکوت کن و کاری به درست و بد بودن بچه های دیگران نداشته باش ... رک بگم فقط خودت تو این موقعیت مسخره کردی ، خیلی تابلوهه و زننده است .
با وجودی که نقد و ایرادگویی بابت فرزند خودم هیچ وقتی نبوده و بابت بچه دیگری بوده..اما نتونستم تو آن موقعیت سکوت کنم و عینا همین نقدم را به ادمهایی که خواستند به هر قیمت جماعت خودشون را گردن بگیرند و تحمل انتقاد و حرف درست نداشتند را زدم
در مقابل به جای پذیریش، با طعنه گفتند مثلا تو الان چون در مورد دختر فلانی گفته شده بدت آمده ؟
گفتم حمایت من جانبداری شخصی و احساسی نیست من از اشکال فاحش نفس کار صحبت میکنم که این ایراد قابل دفاع نیست.
به آن شخص چه مربوطه که در مورد رفتارهای اون دختر بچه نظر میده؟
من شما نیستم، که فقط به هر قیمتی شده چون فلانی باهام فلان نسبت داره روی هر زشتی را بپوشونم و چشمام نبینه و گوشهام نشنونه
اگر به خدا این رفتار از طرف مقابل هم بود و ناحقی میدیدم سکوت نمیکردم و تذکرم میدادم چه بسا بارها و بارها در موقعیتی که در غیاب شما اگر میدیدم نسبت به حقتون مغرضانه رفتار میشه واکنش جدی نشون دادم . ..بهم پرخاش شد ولی اجازه ندادم
خودم میدونم بابت این اخلاقم خار چشم هستم
اما من به این ویژگی اخلاقیم و اصالتم که ارزشم هست افتخار میکنم حتی اگر باکسی قطع رابطه باشم و دنیا ازش رنجش داشته باشم در غیابش ناحقی بشنونم واکنش نشون میدم و حرفم میزنم حتی اگر در مورد شما و تو همین لحظه و لحظه های بعد باشه .
کاری که هیچ کدومتون چه شما ،چه بقیه انصاف و عدالتش ندارید و همچنین شهامت ابرازش هم ندارید .
.... یا کسی که خودش تو بخش هایی از شخصیتش خدای ضعف و ایرادات هست اما به خودش اجازه بده مشغول ایراد گیری و مذمت بقیه در اون جوانب باشه ... خب این واقعا اشکال شخصیتی است باید ادم یه جا ،به خودش بیاد ...
همه دارید با سن تقویمی وارد سالمندی میشید قرار نیست این همه ادعا داشتن و ایرادت را رفع کنید ؟ و از توهم دانای عقل کل، تو واقعیت ظهور کنید و باور کنید اشکالاتی که دارید پیچیده است
ناراحت شدند که چند سال پیش من تو وبلاگم نوشتم من اگر روزی برسه بخوام فلان کس ها را کنار بگذارم برام مثل آب خوردنه
میخوام اقرار کنم که آن روز ، که مدتها پیش رسید ، واقعیت نه تنها مثل آب خوردن بود از آن هم راحت تر بود ...چون من در فرصت دادن مجدد دیدم که هنوز اون نگاه ناعدالتی که همیشه موجب دردم میشد سرجاشه و قوی تر از قبل شده و از اصلاحات کاملا ناامید شدم ...
شاید بقیه با هر کیفیتی ، تظاهری با هم بتونید ظاهر این ارتباط تلخ حفظ کنید اما من بمیرم نمیتونم . رابطه وقتی لطف داره که تو بستر اعتماد ، احترام متقابل ، شفافیت و روراستی عدالت و تعادل باشه
چقدر تاسف برانگیزه که صد مدل توقع و انتظار و باید و نباید نسبت به ما ،بابت عروسی ، بچه دار شدن ، عزا و... ، هزاران مدل اضطراب و تنش رسوندین به خودتون که میبینم میرسه قشنگ اول راحتی و برحق بودن برای خودتون قایل هستند مواردی که ما اگر رعایت نمیکردیم پوستمون را میکنیدین، انواع و اقسام منت هاتون را سرمون خراب کردید
وقتی نوبت خودتون میشه ، میخواین دقیقا همونی باشه که آن تایم ما هم دلمون میخواست درکمون کنید و حداقل به خاطر قصور و نادانی بزرگترها با ما تسویه حساب نکنید .
من یکی که خیلی خسته شد بریدم از تعارضهاتون از اینکه معلوم نشد ما را میخواین یا ما باید تقاص کارهایی که خودمون نکردیم و بزرگترهامون کردند را پس بدیم اگر این ظلم اسمش نیست پس چیه ؟
تا حالا شده به خاطر کارهای اشتباه یه بچه دیگرتون چون زورتون بهش،نمیرسه بخواین بچه دیگه تون را تنبیه یا مجازات کنید ؟
بهش فکر کنید میشه ؟ چه حسی اون بچه بی تقصیر و گناه بعد از مجازات های شما خواهد داشت ؟
کمی چشماتون ببنیید وجدانتون را قاضی کنید خودتون جای ما بگذارید شما دقیقا این کار و با ما الخصوص با من کردید ؟
وای اگر نبخشمتون ...
به نظر من که به وقتش،همه این رفتارها، کارما، داره چه من باشم ، چه شما باشید فرق نداره به وقتش هستی عدالتش را برقرار میکنه
کارهایی که نوه ها و بچه های خودتون میکردند اقتضای سن و حقشون بود، گولی مگولیند
ولی برای ما و بچه هامون از دید قضاوت کج شما، گند عالم بود ...
هر دفعه این ناعدالتی ها را دیدم دست خودم نبود اما قلبم از سوزی که در عمقش ،احساس کرد آه کشید ... نفسم حبس میشد نمیخواستم آه بکشم ولی نمیتوستم کنترلش کنم آه از وجودم غیر ارادی خارج میشد
من که دلم هرگز نمیاد خار تو پای خودتون و عزیزانتون هاتون بره ولی اگر تو همچین روزهایی، قر و نانای میکنین نوش جونتون، اما لطفا روزیکه، شما هم نیاز به رعایت و همدلی،داشتید، دهان گشاد نباشید و اگر کسی کمی رعایت نکرد اون را فقط خواهشا نخورید. فقط همین...
اول به خودم میگم ، به خودمون بیایم چون به خواست ما و بقیه نیست که بگن، الهی هیچ بدی سرمون نیاد دنیا تمام این بی عدالتی های رفتاریمون به خودمون در وقت مناسبش برمیگردونه ما چه بخوایم چه نخوایم ساز و کار هستی کار خودش را، میکنه آخه قانون طبیعیت همینه ،ورق وقتی برمیگرده که ما بیدار بشیم، تنها راه نجات همینه .
شما هم صلاح خود را خود دانید .

