باربد الان که فصل امتحاناتش هست ، طبیعاً تا حدی استرس تجربه میکنه ... میبینم بیشتر از زمانهای دیگه یهو میاد خودش تو بغلم مچاله میکنه من هم نوازش میکنم قربون صدقه اش میرم . که آرامش بگیره
یا مستقیم میگه میخوام میام تو بغلت من هم فوری دستهام براش باز میکنم تا جای که ممکنه فداش میشم
با حسن حرف میزدم ..
گفت باربد کجاست ؟ گفتم همین الان آمد تو اتاق تو بغلم بود کلی نوازشش کردم الان مجدد رفت پای درسش
صد البته خودم بیشتر از این دقیقه ها لذت میبرم . به شوخی به حسن میگم مرد گنده ... الان من تو بغل اون جا میشم نه اون تو بغل من ، ولی هنوز با این قدش خودش برامون لوس میکنه و بغل میخواد
حسن یه حرف خوبی زد .. گفت خیلی این اتفاق خیلی خوبیه که تو این سن ، حس راحتی را با ما داره که برای این نیازش به سمتمون میاد...تو زمان ما ، چقدر خجالت میکشیدم که بخوایم اینجوری بریم تو بغل مامان و بابامون تا این توجه را بگیرم
دقیقا درست میگه من همین الان هم تو تجربه کاریم میبینم ... گاهی در خانواده ها ابزارهای خشم و مکالمات تیز و برنده و مشاجرات سنگین به شیوه ناسالم ابراز میشه مدل و عادت خانواده شده و کسی هم از این بابت خجالتی نداره
اما برای نشون دادن تعاملات عشق و محبت ،بوسیدن و نوازیدن همدیگر .. اعضای خانواده از هم خجالت میکشند و یا چون در گذشته خودشون توجه و نوازش کافی نشدن و در کنارش کاری برای آگاه و درمان شدنشون نکردند از ابرازهای این مدلی به هر بهانه ایی امتناع میکنند .
چون از نظر عاطفی رسش کافی پیدا نکردند و این مدل اشتباه را دارند دوره به دوره منتقل میکنند . اینجوری میشه که در ادمها طرحواره محرومیت هیجانی شکل میگیره و بعدها ادمها در موقعیت های زیادی از زندگی درد میکشند در واقع این طرحواره محرومیت هیجانیشونه که فعال میشه..
در خانواده همدیگر را مثل رفتارهای روتین ، هر روز ببوسید ، بغل کنید ، از هم قدرکنید ، احساسات مثبت به هم منتقل کنید .. مثل مستقیم بهم بگید چقدر زیبایی ، چقدر فلان کارت ارزشمنده ، چقدر امروز بهم حس خوبی دادی .. چقدر خوبه که هستی و.....
موقع وارد شدن اعضای خانواده به استقبال هم برید و کلامی و جسمانی همدیگر را پذیرا بشید ... و موقع خروج هر یک اعضا همدیگر را صمیمانه بدرقه کنید ...
ابراز محبت در بطن خانواده خجالت اور نیست یک مهارت عاطفی و نشونه سلامت است .

