دیروز من و باربد دوز سوم واکسن فایرز کرونا را زدیم
والان هر دو درگیر عوارض هاش هستیم تا به سلامتی تموم بشه
مثل دفعه های قبل باربد را، با اجبار و زور بردم واکسن زد. نمیدونم تو مغزش دقیقا چی میگذره اما کلاً با واکسن زدن کرونا موافق نبود ... میدونم یک موردش حوصله تحمل عوارض بعدش نداره الان هم روزهای اخر تعطیلات مدرسه اش هست دوست نداشت ناخوش باشه میخواد
ولی بهش گفتم این انتخاب غذا و لباست نیست که من بگم هر طور خودت مایلی
چیزی که مربوط به سلامتی و جونت باشه من تصمیم میگیرم که واکسن بزنی حتی با زور و فشار
با اعتراض گفت کاش زود هیجده سالم بشه که این مورد هم خودم تصمیم بگیرم
گفتم هیجده سال ، که سهله شصت سالت هم بشه برای موارد اینجوری کوتاهی کنی چون تو عزیزترین منی میام گوشت را میگیرم میبرم که برای سلامتیتت از خودت محافظت کنی .. گفتم موارد عشقولانه و مراقبتی جز موارد هیجده سالگی نیست
بوسیدمش و راضی شد
خلاصه واکسن را باهم زدیم ...
حالا هردو دست درد زیاد و یک مقدار بدن درد داریم
البته باربد، بدن دردش ظاهرا با غرهای که میزنه بیشتر از من هست شاید هم تحمل من بیشتره ... نمیدونم
حالا این وسط فرقمون اینه که من با این حالم به آن میرسم و سرویس میدم
و مورد دوم اینکه سه شب پیش یهو حس کردم یه تکه از دندونم داخل دهنم شکست
دیدم بله ، همون دندونی است که اینجا پر کردم و گوشه یکی از تاج های پر کردگیش خیلی بدفرم شکسته و تیز و ناهموار شده یعنی هر دفعه زبانم میخورد بهش انگار سوزن تیز توی زبانم میرفت
شب خوابیدم صبح بلند شدم
دیدم همون سمت دندونم زیر زبانم ته تهش یک آفت دردناک بد قلقی زده که تا الان اسیرش هستم نه غذا درست میتونم بخورم نه آفته دسترسی خوبی داره
خلاصه نمیدونم این آفته به شکستگی دندونم ربط داره یا نداره ؟
آفت یک بیماری خود ایمنی سیستم بدنی است که در اثر استرس و فشار اعصاب ایجاد میشه
من هم که دیگه الله ماشاالله میدونید چقدر مسئولیتم زیاد است و واقعا مسائل محیطیم و مدیریت کردنشون به تنهایی کار سختیه همه را به خوبی انجام میدم چیزی جا نمیمونه همه چیز ردیفه اما یهو اینجوری جسم و بدنم آژیر قرمز میزنه که مریم حواست هست داری با خود چه میکنی ؟ حواست هست گناه دالی🤒🤕 ...خخخخ😬😬
حالا باربد میگفت :وقت خوب و مناسبی برای واکسن زدن نبود تازه مریض بودی، دهنت هم آفت زده بود
گفتم باربد درسته بهتره ادم کارهاش به موقع مناسب انجام بده اما ماجرای من اینه که چالش های زندگی تمامی نداره این میره اون یکی میاد ترجیح میدم یکم به خودم فشار بیارم که انجام بشه . میدونی از اهمال کاری و تلنبار کارها روی هم متنفرم ..
گفت حداقل ظهر مشاوره هات را کنسل کن بیشتر استراحت کن
گفتم میدونی تو الان حال الانت با من مقایسه میکنی ، اما مامانم من صد برابر حال جسمیم از این بدتر بوده مشاوره هام انجام دادم اون هم یه بخش مهم زندگی ماست که اگر درست انجام نشه فشار مضاعف تری را در جاهای دیگه احساس میکنیم همش که نباید فقط موضوع پیش رو حل کنیم همیشه تو انتخاب موقعیت هام نسبت سود و به زیان را در نظر میگیرم
که بتونم میزان فشار را یک جا انباشته نکنم پخشش کنم که هر سه ما بتونیم از پسش بربیایم .
و الا برام خیلی راحت تر و آسوده تره که الان تمام گزینه های مسئولیتیم را بی خیال بشم تا حالم خوب بشه اما میدونم این انتخاب کنم چند برابر در جاهای دیگه باید نه تنها خودم بلکه حتی بیشتر به شما و بابا فشار متحمل بشید
چون ما جز خودمون کسی نیست که بیاد به دادمون برسه پس بهتره که با مواردی که سر راهمون است روبه رو بشیم و انجامش بدیم
اتفاقا شیلنگ دوش حموم هم خراب شد باربد مثل مردها بعد واکسن رفت مرکز خرید کارفور شلینگ مناسب دوش را گرفت خودش هم تعویض کرد
بعدش هم با لوکیشن به تنهایی رفت موزه آنتالیا برای تکلیف درس تاریخش عکس برداری کردو برگشت .. من هم که روز قبل برای امروز آش درست کرده بودم برگشت با غذا و آب میوه تا شب بهش رسیدگی کردم از آخر شب درد هامون شروع شد
نگاه میکنم که شرایط فعلی زندگیمون هر چقدر سخت باشه اما برای باربد چقدر مفیده چون کارهای مردونه که تو خونه پیش میاد سعی میکنه از طریق اینترنت هم شده یاد بگیره خودش رفع کنه هرچقدر هم من در ایران سعی میکردم باربد مستقل باشه اما مثل این فضا نمیشه چون طبیعتاً کارهای اینجوری را حسن انجام میداد اما الان مجبوره خودش انجام بده
یک وقتها میگه مامی من میخوام امروز بیرون ناهار دعوتت کنم هرچی میخوای سفارش بده میگم شما برای خودت سفارش بده من یکم میخورم یک مقدار از کنار غذای شما میخورم لذت میبرم میگه نه شما غذای دلخواه خودت سفارش بده بگو یک گاز بزنی چیزی که دلت هوس کرده سفارش بده همون لذتت برای من ارزش داره کار به غذای من نداشته باش
بهش میگم مامانم این پولهای توجیبی را ما میدیدیم که تو برای کارهای که دلت میخواد و دوست داری هزینه کنی بعد میگه : مگه پول من نیست پس من خوشحالی و لذتم در این هست برای تو هزینه کنم ( باربدم گرچه وقتی اینو گفتی همون موقع پریدم بغلت کردم و کلی خوشحال شدم اما اگر یک روز اینجا را خوندی باید بدونی که قد تمام جهان با تمام سلولهام شادم کروی و تو دلم به محبت و مرامت افتخار کردم🥰🥰🥰 ... بزرگترین دعای من خوشبختی و خوشحالی توهست❤💋💋💋🙏🙏🙏 )
یه خبر از حال پدر همسرم بهتون بدم خدا را شکر با رسیدگی حالشون خیلی بهتر شده به نسبت توانایی هایی قبلیشون برگشته یک روز درمیون باهاشون تصویری حرف زدم باور کنید مثل گیاهی شده بود که اب ندادین و پژمرده و مچاله شده الان انگار شکفته و هوشیار تر شده ....
دیروز هم پنجاه و هفتمین سالگرد ازدواج خودش و مادرشوهرم بود و وقتی مادرشوهرم پرسیده میدونی امروز چه روزیه خودش گفته بوده سالگرد عروسیمون هست خلاصه کلی بغل و ماچ بوسه داشتند به حسن گفتم اینکه واقعا این تاریخ یادش بوده خیلی خوبه گرچه که در آلزایمر بیشتر اختلال در حافظه نزدیک هست اما باز هم جای امیدواری هست
برای دوشنبه از کلینیک دندان پزشکم وقت گرفتم دندانم نشون بدم که ببینه دسته گلی که درست کرده چرا قدر عمرش کوتاه بود و شکست .
یادتون باشه یه دندان پزشک ناوارد من را توی کلینیک شون بیچاره کرد که این دکتر احمت ریئس کلینیک که کلی تعریفش میکردند به دادم رسید از روند کارش خیلی راضی بودم ولی ظاهرا نتیجه اش خوب نبوده حالا دوشنبه که باربد از مدرسه برسه با هم میریم که ببینم چیکار میکنه ... امیدوارم به راحتی قبول مسئولیت کنه تا کنترل ذهنم میخواد به هم بریزه خاموشی میدم میگم دکتر احمت طلب خیر برات امیدوارم دوشنبه برای تو و من روزی خوبی باشه
راستش سیستم درمانی ایران در مقایسه با کشورهای دیگه چیزی که از دوستان دیگرم در حتی کشورهای ارویایی یا امریکا شنیدم .... ایران با تمام کاستی هاش سیستم درمانی بهتری داره ، درمان خیلی به نسبت این کشورها ارزونتر است . دکترهای ما تشخیص های بهتری دارند
ما فقط دستگاههای تشخیصی و درمانی پیشرفته مثل این کشورها نداریم چون در تحریم هستیم و الا دکترهامون خیلی بهتر هستند
صادقانه بخوام بگم هزینه و کیفیت انرژی و درمان در ایران خیلی بهتره ... ببینید دارم با مقایسه میگم نه اینکه منظورم اینه ایران خوبه و مشکلی نداره ...
این آفت دهانم که خیلی زیاد درد میکنه خلاصه از دهانشویه بگیرید تا ابلیمو و نمک و... مرتب دارم بابتش استفاده میکنم ولی هنوز خوب نشده
باخبرشدم متاسفانه یکی از همدردانی که صفحه من را در اینستا پیگیری میکنه و بیشتر با عمه عفتم و یکی دیگه از دوستان همدردم فرحناز در ارتباط هست
در مطب دکتر رافت که با عمه عفت یک بار بودم دیدمشون اما باهاشون ارتباط نزدیک ندارم متاستاز زبان شدند و زبانشون قطع عضو کردند
ما ادمها واقعا قدر سلامتیمون را آنطور که باید بدونیم نمیدونیم ...
درد زبان که بابت این آفت دهانی دارم خیلی به ایشون فکر میکنم که چقدر اذیت شده و چه دردهایی راتحمل کرده و اخرش هم نتیجه اش چقدر براش پرهزینه و پرمشقت شد...
اول به خودم میگم با وجود اینکه جسم کامل سالمی ندارم و آسیب خورده این بیماری هستم اما باز هم باید قدر سلامتی بقیه اعضای بدنم بیشتر بدونم
به خودم میگم من واقعا چه نعمت های زیادی دارم که به واسطه آنها میتونم زندگی را تواناتر ، راحت تر پشت سر بگذارم
یه زخم کوچیک الان چه بلایی به سرم اورده حالا فکر کنید اگر این درد وسیع تر و خطرناک تر بود چی میشد
واقعا بیایم اگر به کاستی های زندگی و نداشته هامون غر میزنیم منصف باشیم بعد از غرزدنهامون که حقمون هست تموم که شد قشنگ دلمون خالی شد ... برای چهار تا از داشته هامون هم شکر گذاری کنیم .... من تو بیمارستانها زیاد دیدم که در حسرت یک لحظه سلامتی که شما دارید هستند ، اصلا خودم را بگم یه روزها تو بیمارستان خوردن یک وعده غذای راحت آرزوم بود.... اما به خاطر محدودیت های آن دورانم نمیتونستم .... و همش میگفتم مریم چقدر از این غذاها خوردی ولی مثل یک امر عادی و روزمرگی ازش گذشتی ولی الان حسرت لذت چشیدن غذا و خیال آسوده اش داری
امیدوارم همیشه سلامت و توانمند باشید .🙏🙏🙏🙏

