#مریم_نوشت: میخواستم امروز یه مطلب جدید البته در باب همینروزها در مورد دهه شصتی ها و هشتادی ها از نگاه خودم که دهه شصتی و مادر یه دهه هشتادی هستم بنویسم
نیمه شب در سانسی که از خواب پریدم ، گوشیم چک کردم ، دیدم طبق معمول ،باید یه مصیبت سهم روزانه ایرانی ، را فردا با هشتک فریاد بزنیم #اوین ( آتش گرفتن زندان اوین )
نمیدونم آیا باز هشتکی هم ، مونده که ما براش زاری نکردیم ؟
هشتکی مونده که خواب ، خوراک و راحتی را از ما دریغ نکرده باشه ؟
هشتکی هم مونده که ما خودمون جای قربانی و نزدیکترین افراد قربانی از هر قلم بلایی ، نگذاشته باشیم؟ ....
از درک تصور عاجزه ، که نخبه های در حبس خانواده هاشون از دیشب تا الان چند بار مردند و زنده شدند ، که مطلع بشند عزیزشون در چه شرایطی است میگن برای فلانی هر یک دقیقه ده سال گذشت مطمئنم منظورشون، این تجربه دردناک بوده ...
راستش امروز دلی و توانی برای نوشتن مطلبی که میخواستم بنویسم را ندارم تا بعد که حالم را بازسازی کنم .... خواستم با این چند خط مراتب همراهی و همدلی خودم را با این اتفاق ابزار کنم ...
همدلتون هستم، امیدوارم خیر پیش رو باشه و غبار غم و اندوه از دلهای همگیمون پاک بشه ... اینکه در تجربه رنج های مشترک این روزهامون ، اینقدر دلهامون دور و نزدیک ، دیده و ندیده به هم گره خورده به وسعت یک دنیا زیبا و ارزشمنده ، سپاس بابت وجود نازنینتون ، این روزها عمیقاً حس میکنم ایرانی بودن چه فخر و سعادتیست
ما در بحران های جمعی ثابت کردیم چقدر ارزش های نامیرا و گرانبهایی در وجودمون داریم
#اوین
#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن _آبادی

