و این منم
زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد؛
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین،
و یأس ساده و غمناک آسمان،
و ناتوانی این دستهای سیمانی،
زمان گذشت، زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت،
ساعت چهار بار نواخت،
امروز روز اول دی ماه است؛
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم.
👤فروغ فرخزاد
#مریم_نوشت:
پی نوشت : و امروز سالروز اخرین روزیست در سال ۹۴ ، حدود شش سال پیش که رحم و تخمدانهایم و .... در جسم صاحب بودم
و فردا سوم دی تا مدتهای برای این فقدان به سوگ عظیمی نشستم و رنج سوگواری را با ذره ذره وجودم چشیدم .
یادم می آید ، همچین روزی موقع وداع درحال استحمام جهت آماده شدن برای بستری در بیمارستان با اشک و زاری از اعضای بدنم قدردانی کردم و گفتم سپاسگزارم که به واسطه شما لذت دلچسب مادری چشیدم و با بودنتون چرخه سلامت هورمونهای زنانه ام حالش خوب بود ... ببخشید من را اگر میزبان خوبی برایتان نبودم و فردا باید در سی وسه سالگیم جسمم را ترک کنید .قطعا بدون شما روزهای سخت و دردناکی در پیش خواهم داشت .
و زمانی که این فقدان رخ داد تا مسیر پذیرش ،جانم به لب آمد که بپذیرم آنچه که از دست رفت برنمیگردد و زندگی با همه بی رحمی ها و نقصانهایش ادامه دارد و دقیقا خود همین زندگی است که تو را تشویق به ادامه و زندگی میکند .
خواهشا بزرگواری بفرمایید طوری رفتار نکنید که افرادی مثل ما مجبور به خودسانسوری شوند . گاهی همدلی ها مرهم خوبی بر زخم های ماست
( جراح خانم دکتر زهره شاهوردی متخصص و جراح سرطانهای زنان بودند)
♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️

