سه شنبه نوشت/ بیست پنجممهرماه ۱۴۰۱ : حس امروزم با دیروز که خبر درگذشت بی بی را شنیدم متفاوته انگار مغزم این اتفاق میخواست انگار کنه ولی امروز غم بد جور سنگینه و با وجود فرار مغزم داغم حس میکنم
هر چه ساعتها به چهارشنبه نزدیک تر میشه من بیشتر دلم انگار چنگ میزنند ... سوگ عزیر تجریه سختیه باید بتونم باهاش روبه رو بشم
امروز تب و لرز زیادی ، گوارشم کامل به هم ریخته افت فشار دارم ..تا سر پا می ایستم انگار دنیا دور سرم
میچرخه ...
شاید براتون عجیب و ملموس نباشه همش از دیشب تا ظهر روی سینه ام و پاهام میکوبم میگفتم بی بی قلبم دیشب سردش بود ...😭😭😭😭😭😭😭😭😭
تو اتاقم زیاد جلوی چشم باربد ظاهر نمیشم
اما باربد هی میاد بوسم میکنه ... میگه بی بی جای خوبیه دوست نداشت غمگینیت ببینه یادت
حسن هم باید برگرده ایرات اما وضعیت جسمی و بی قراری من را امروز دیده میگه اصلا نمیتونم اینجور رهات کنم
موقعی که این چند روزه بی بی داخل کما بود و من با استوری هام احساساتم برای عزیز مهربونم نشون میدادم یکی از فالورها را دیدم مقابل تمام التهاب و نگرانی من حرفهایی میزنه که بسیار ناراحت کنند بود و قیحانه بود چون دلم میخواسته همیشه رنج را بهانه آگاه سازی کنم برای بیداری و هوشیاری بقیه این نکات را استوری کردم که اینجا میگذارم :
استوری ها :
میخواستم چند نکته تا را که ،خودتون هم میدونید با هم در چند استوری مرور کنیم چون اینجا یه عالمه دوستان با درایت دارم اول تشکر و قدرانی میکنم بابت همدلی ها و دعای خیرتون برای سلامتی مادربزرگ عزیزم ❤🙏🏼
مطلبی که میخواستم بگم اینه که شیوه عکس العملم با کسی که ببینم فاقد شعور کافی باشه ، این هست که کاملا نادیده اش میگیرم و ابداً برای مجاب کردنش وارد بحث و توضیح نمیشم
کسی که اینقدر از مرحله فهم و درک پرت باشه توضیحاتم ، بیشتر خودم را متضرر میکنه و همچنین خودم در سطح ادمهای اینجوری دلم نمیخواو پایین بکشم ... که تمثیل دعوای خر و گرک نشه ...
ماجراش هم اینه :
گویند روزی میان خر و گرگ مجادله ای بر سر رنگ علف آغاز شد
خر گفت علف آبی رنگ است و گرگ میگفت سبز رنگ است
به ناچار نزد شیر سلطان جنگل رفتند و نظر وی خواستند
ناگاه شیر دستور داد تا گرگ را به زندان بیاندازند اما گرگ رو به شیر کرد
و گفت: مگر علف سبز نیست؟ چرا مرا به زندان می اندازی؟
شیر رو به گرگ گفت:
من هم میدانم علف سبز است اما از آنجا که با خر مجادله کردی تو را
به زندان می اندازم تا عبرت سایرین گردد که با خر جماعت بحث نکنند.
⭕⭕⭕⭕⭕⭕
اگر منفی شعور تو دنیای واقعی باشه ازش فاصله زیاد میگیرم
اگر توی دنیای مجازی مخصوصا این صفحه اینستام باشه چون پرایوته
به درب خروج حتما هدایتش میکنم اینجا محل عبور و مرور اوباش و درب و داغونها نیست
این صفحه را برای دورهمی، آگاهی ، عشق ،همدردی ، همدلی ، مهربانی ، کلا ادم حسابی ها درست کردم
و قدر دان بودن حضورتون هستم
کسی که فهم یادگیریش در حد کلاس اول دبستانه نمیتونیم توی کلاس دوازدهم بگذاریمش چیزی متوجه نمیشه
پس اینجا به دردش نمیخوره بهتره در جاهای هم سطح خودش برو و بیا کنه
همین الان یکی از مغز زنگ زده ها را به بیرون هدایت کردم ....بدون کلمه ای که بهش پاسخ بدم
با وجود که حال من و خانواده ام به خاطر مادربزرگ عزیزم پریشانه و مساعد نیست اما گفتم همین بهانه های زشت را تبدیل به فرصت آگاهی کنم
اگر کسی پیر هست شما بگو دوهزار سال داره .. مگه عزیزیش در احساس آدمهایی که دوستش دارند فرقی داره ؟
همه میدونیم که زندگی این دنیا جاودانه نیست و هرکس یک روز میره اما الان به کسی که آشوبه گفتن اینکه عمر نوح که ادم نداره خدا نکنه جوان از دست بره ... برات ام البیشعورها شکلک خنده هم بگذاره
خدایش چقدر میتونه نشون دهنده مخ کپک زده و آکبند آن شخص باشه
دارم خودم کنترل میکنم که بار هیجانی فعلیم مسبب نشه خشمم به شیوه پرخاشگرانه ابراز بشه
مادربزگم همه کسانی که میشناختنش و در این صفحه هستند میدونند که چقدر این زن با وجود دیدن مصیبت های زیاد زندگی و دیدن داغ فرزند جوان ، تا بی نهایت زنی صبور و با درایت بود و هست
خدا را گواه میگیرم نور چشمامون به احدی در زندگیش آزار نرسوند .
چشمان ما فرش پاهاش هست اینقدر بزرگواره
حاضریم همه ما از عمرمون بدیم که اون نفس هاش باشه
خواهش میکنم اگر کسی توانایی همدلی با بقیه را نداره و نمیتونه رنج را از طرف آن مخاطب ببینه لطفا خواهشا سکوت کردن و آزار نرسوندن بزرگترین لطفی هست که میتونه انجام بده ..
الان مادربزرگ ما برای ما ، عزیزش اندازه یه جهان جوان رعناست.. پس نه تعجب کنید نه زخم بزنید ...
برای علت احساسمون توضیحی به کسی بدهکار نیستیم ....
طرف همون بانوی اول ابلهان جهان که بلاکش کردم سه تا بدتر خودش هم لایکش کرده بودند آنها هنوز در صفحه هستند حداقل یا شعور یاد بگیر،ید یا از صفحه تشریف ببریید چون خسته ایم از ادمهای این مدلی
نوشته ما که سرطان گرفتیم که نباید دیگه از مرگ اطرافیانمون ناراحت بشیم باید مرگ پذیریم
دانشمند یه مطلب یه جا خونده بعد گفته اووووو چه چیز خفنی برای نوشتن و دانا نشان دادن خودم چقدر شیکه 🐴🐴🐴
به همین برکت اگر درکش کرده باشه ...
خو جاهل کلیت حرف اوکیه اما گفتنش به کسی که الان در آشوب و شرایط بحرانه خیلی فول بزرگیه یعنی هوش هیجانی و همدلی زیر صفر ...تو فقط یه چسب پهن به دهنت بزن که بقیه از سمی بودنت بیشتر آسیب نخورند ...
به خدا دلم نمیاد بهش بگم الان یکی از عزیزانت بین مرگ و زندگی باشه یعنی ناراحت نمیشی ؟مثل ربات به خودت میگی ای عزیز جانم بمیر چون همه میمیریم 🤔🤔🤔من سرطان گرفتم میدانم که باید بمیریم
اخ که چقدر هم خودت گناه داری هم سوهان روح و روان اطرافیانت هستی
میدونید نمیفهمه چون درد برای خودش نیست و به اون شخص مقابل احساس نداره نمیتونه تو ذهن کوچیکش پردازشش کنه ... التماس شعور و تفکر
باید اروم باشم چون بی بی اگر هوشیار بود بهم میگفت مریم عزیزم اروم باش ، ازش بگذر براش خیر بخواه اون همین قدر میدونه که نظر داده
چشم چشم بی بی قشنگم تو فقط برگرد تا توتیای چشمانم را فرش پاهات کنم 🥺😭❤😭😭😭😭

